جمال رضايى
593
بيرجندنامه ( فارسى )
دورى از معشوق باشد چه دوبيتى باشد و چه غزل و يا جز آنها « 1 » ولى در بيرجند نوعا به دوبيتىهايى گفته مىشود كه عاشقى دلسوخته با " آواز " در فراق معشوقش با سوز و گداز مىخواند . آهنگ اين نوع " آواز " بيشتر از " كشش " و " بم " بودن صدا مايه مىگيرد و خواننده آن را با " صوت حزين " مىخواند . 3 - 1 - كوچهباغى ( كوچّهباقى kuccebaqi ) : " مشدى " ها و " جاهل " ها و برخى از جوانان كه شورى در سر داشتند و دارند ، گاه دو بيتىها را با آهنگى خاص مىخواندند و مىخوانند . اين آهنگ كه در همه جاى ايران تقريبا يكنواخت است از گوشههاى دستگاه " شور " است و به نام " كوچهباغى " خوانده مىشود . 2 - غزلخوانى : يكى ديگر از انواع آواز در بيرجند آن زمان خواندن " غزل " بود . " غزل " غير از معنى خاصّ ادبى خود به هر نوع شعر غنايى و " قول " كه با آواز خوانده شود و به آن تغنّى كنند اطلاق مىشده و مىشود ، به همين جهت گاه آن را با كلمهء " قول " همراه مىآوردهاند و مىآورند و " قول و غزل " مىگويند . « 2 » " غزل " با توجه به وزن شعر و دستگاهى كه در آن خوانده مىشود انواع گوناگون دارد و ممكن است گاه بلند و گاه پست ، گاه كشيده و گاه بريده ، گاه زير و گاه بم و . . . . خوانده شود . بارزترين ويژگى اين نوع آواز لرزاندن صدا در گلوگاه ( حنجره ) است يعنى " غلت " دادن و " تحرير " صدا كه به آن در فارسى " چهچه " و " چهچه " و در بيرجند " چاچه cace " مىگويند و عمل آن را " چاچه زده [ ن ] cace zade [ n ] " مىخوانند . " غزل " ممكن است همراه با آهنگ " ساز " خوانده شود و يا بى " ساز " . 3 - لالايى ( لالايى lalayi / الّلّلا allalla ) : " لالايى " آوازى است كه مادران و دايگان و . . . براى خوابانيدن كودكان مىخوانند و وزن و آهنگ آن در همه جا تقريبا يكسان است . " لالا " در زبان كودكان به معنى خوابست و وجه تسميهء اين نوع " آواز " به " لالايى " همين است . در گويش بيرجند " لالا " را گاه " لالا lala " و " لالايى " را ندرة " لالايى lalayi " مىگويند ولى بيشتر به " الّلّا allalla " شهرت دارد . تعداد بيتهاى لالايىها يك يا دو بيت و وزن عروضى آنها دوبار " مفاعلين " در هر لخت ( مصرع ) و چهار بار در يك بيت است .
--> ( 1 ) . پياپى شد غزلهاى " فراقى " * برآمد بانگ نوشانوش ساقى . " نظامى " ( 2 ) . بلبل از فيض گُل آموخت سخن ورنه نبود * اين همه " قول و غزل " تعبيه در منقارش " حافظ "